المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
262
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
جدا نشود . پس على عليه السّلام برگشت و طبق عهد و پيمانى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از او گرفته بود با شيعيان خود در منزل خويش خانهنشين گرديد . آنگاه آن مردم متوجّه منزل آن حضرت شده بر آن بزرگوار هجوم كردند ، درب خانه او را سوزانيدند ، آن برگزيدهء خدا را بدون رضايت او از منزل خارج كردند ، فاطمهء زهراء را بوسيلهء لنگهء درب طورى فشردند كه محسن خود را سقط كرد . پس از اين جنايات خواستند از على عليه السّلام بيعت بگيرند ولى على قبول نكرد و فرمود : من اين كار را نميكنم ، گفتند : ترا خواهيم كشت ، فرمود : اگر مرا بكشيد من بندهء خدا و برادر رسول او صلى اللّه عليه و آله هستم ، خواستند مشت على عليه السّلام را باز كنند ولى آن حضرت مشت خود را بست و آنان نتوانستند آن را باز كنند پس از روى ناچارى با پشت دست آن بزرگوار در صورتى كه بسته بود بيعت و مسح كردند . پس از اين جريان بفاصلهء چند روزى على عليه السّلام با يكى از آن گروه ( يعنى ابو بكر ) ملاقات كرد ، او را به خدا قسم داد و يادآور نعمتهاى خدا كرد و فرمود : آيا مايلى كه الآن ترا با پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله در يك جا جمع كنم تا آن حضرت به تو امر و نهى كند ؟ گفت : آرى ، پس با يكديگر بسوى مسجد قبا رفتند و على عليه السّلام پيغمبر اكرم را در حالى كه در مسجد قبا نشسته بود به او نشان داد . [ پشيمان كردن عمر أبو بكر را ] رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اى فلان ! دربارهء تسليم امر خلافت به على كه امير المؤمنين است اينطور با من عهد و پيمان بستيد ؟ ! ( ابو بكر ) برگشت و تصميم گرفت كه امر خلافت را بعلى عليه السّلام تسليم